بخش های مرتبط
پيام
ساعت ویکتوریا

*اخراجي*

+ با هر نگاهِ تو من *بيمار* ميشوم از خوابِ غفلتِ خود *بيدار* ميشوم گر جان طلب کني ز من اي مقتداي عشق جانم به کف گرفته و *ايثار* ميشوم من اهل کوفه نيستم و ميميرم براي تو با يک اشارتِ دستِ تو *عمار* ميشوم . . . 91/10/16
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
با يک اشارتِ دستِ تو عمار ميشوم //20// احسنت.
*اخراجي*
خيلي ممنون
عالي بود خواهري.
*اخراجي*
ممنون خواهرم
احسنت
*اخراجي*
ممنون
اوه مردما چقدر شاعرن: دي عالي بود
*اخراجي*
عجب !!! :) ممنون
عمار و ما ادراک العمار... عمار شدن چه سخته...چون بايد بلد باشي و بتوني حرف بزني استدلال کني و جرات داشته باشي و خودت را نبازي و......... هر کدام از اينها مردي انديشمند و شجاع ميخواهد..........
ساعت ویکتوریا